شبکه اجتماعی جامع تک میهن

اهمیت و نقش فرهنگ درزندگی انسان   بازديد : 83 |  1397-01-23

چه به مشکل مي توان تأثير فرهنگ را بر زاواياي مختلف زندگي فردي و اجتماعي به سنجش گرفت، اما بدون شک رفتار انسان از ساحه نفوذ فرهنگ بيرون نيست و فرهنگ نقش خودش را در رفتار و گفتار انسان ها نشان مي دهد. عوامل فرهنگي ممکن است به تنهايي تعيين کننده نباشد، ولي در کنار ساير عوامل مي تواند به لحاظ شکلي و محتوايي بر جامعه تأثير بگذارند.
افکار و انديشه هاي متداول در هر جامعه بيانگر مجموعه تجربياتي اند که آن جامعه در طي زمان به پشت سر گذاشته است. تجربياتي که در لابلاي ارزش ها، نگرش ها و عادات و رسوم حاکم بر جامعه قابل مشاهده مي باشد. مسايل روزمره مردم، انگيزه هايي که آنها را به فعاليت وا مي دارد، تلاش ها و کوشش هاي آنها براي انجام مؤفقانه کار، برخوردهاي سياسي درون  اجتماع و نوع رفتارها و الگوهايي که مناسبات اجتماعي مردم را شکل مي دهد، توجه به مسايل ديني و مذهبي، نوع قرايت هايي که در ادوار گوناگون از آموزه هاي ديني و مذهبي صورت مي گيرد، جنگ ها، دشمني ها و يا زيست مسالمت آميز و توأم با مدارا و همپذيري .... همه و همه برخاسته  از نوع  فرهنگ آن جامعه است. بازتاب تجربياتي است که از نسل هاي گذشته به نسل هاي آينده  انتقال يافته است.
از آنجايي که اين رفتارها از عوامل فرهنگي نشأت مي گيرد، قابل تغيير و اصلاح مي باشد، چون فرايند تعامل ميان فرهنگ ها امکان اصلاح و تغيير در فرهنگ هاي اجتماعي را ناگزير مي سازد. امروزه پالايش فرهنگ از آلودگي ها و خرافه ها و جايگزيني فرهنگ  سالم و سازنده بجاي آنها جز اولويت هاي يک جامعه پويا به شمار مي آيد. چون فرهنگ زمينه  ساز تحولات اقتصادي، سياسي، اجتماعي و علمي است و پويايي فرهنگي بستر رشد و توسعه همه جانبه اجتماعي و اقتصادي را فراهم مي کند. همانطوري که دگرگوني مداوم و مستمر فرهنگي به رشد و شکوفايي جامعه کمک مي کند، ايستايي فرهنگي جز تجريد جامعه از جوامع توسعه يافته و يا در حال توسعه و عقب ماني آن از کاروان توسعه و مدنيت، چيزي ديگري را به دنبال نخواهد داشت. تغييرات فرهنگي با رشد و توسعه اقتصادي و سياسي داراي تعامل دوسويه است که همواره در فرايند رشد و تغيير بر همديگر اثر مي گذارد. همانطوري که فرهنگ موجب تحول در عرصه هاي سياسي، اجتماعي و علمي مي شود، اين تحولات هم متقابلا تغييرات و دگرگوني هاي فرهنگي را تسهيل مي کنند و روند پويايي و نوسازي فرهنگي را مانا، مداوم و پايدار مي سازد. اين تعامل و تأثيرگذاري هاي متقابل جريان رشد سريع و حيرت آور جوامع را در عرصه  گوناگون زندگي در پي مي آورد. با دگرگوني هاي فرهنگي مسير جوامع به سوي آينده روشن مي شود و جرقه هاي پيشرفت، رشد، رفاه، صلح و امنيت... کليد مي خورد. از اينرو نوآوري فرهنگي مهمترين پارامتر در حفظ جامعه از زوال و عقب ماندگي هاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي و تکنولوژيکي است. جوامعي که مدام در مسير تغييرات مثبت فرهنگي قرار داشته باشند و آگاهانه و روشمندانه دروازه هاي فرهنگ را به روي تعامل با فرهنگ هاي ديگر باز بگذارند، همواره از فرهنگ پويا و قدرتمند برخوردار گرديده و رهيافت هاي صلح، امنيت، زيست مسالمت جمعي و استفاده مؤثر از ظرفيت ها و پتانسيل هاي اجتماعي و ملي را به آساني انتخاب مي کنند.
ما بايد به فرهنگ گذشتگان احترام بگذاريم و از آن براي تعيين رفتارهاي اجتماعي و در برخورد با ساير همنوعان خود سود ببريم؛ اما بايد اجازه دهيم که اين فرهنگ در تعامل مثبت با فرهنگ ها و باورهاي ديگر قرار گيرد. چرا که در اثر اين تعامل بدي ها و کاستي هاي فرهنگ پالايش مي گردد و خلأ ها و نارسايي هاي آن با استفاده از ارزش ها و هنجارهاي فرهنگ هاي ديگر از بين مي رود. براي ما همانطور که حفظ و احترام فرهنگ گذشته اهميت دارد، سمت و سوي فرهنگي ما به سوي آينده نيز از ارزش زيادي برخوردار مي باشد. به گفته احمد طالب ابراهيمي الجزايري: « دانستن اين انسان به کدام سوي روان است همان قدر پر ارزش است که بدانيم از کدام سوي مي آيد و فرهنگ رابطه اي است که گذشته ها را به هم پيوند مي دهد و جهش به سوي آينده را ممکن مي سازد.» پس فرهنگ با پيوند دادن گذشته و حال راه صعود به سوي ترقي، کمال و توسعه را در آينده هموار مي سازد. فرهنگ شيوه زندگي انسان ها را در جامعه مشخص نشان مي دهد و به آنان راه چگونه انديشيدن و چگونه عمل کردن را مي آموزند.
تا اينجا به اين نتيجه رسيديم که پيشرفت و پس ماني يک جامعه به فرهنگ آن بستگي دارد و اين پيوستگي ميان فرهنگ و آينده  جامعه چنان شديد و در عين حال نزديک است که با ياري فرهنگ و بررسي عناصر اساسي آن در جامعه مي توان مسير آينده آن جامعه را پيش بيني کرد.
اگر فرهنگ يک جامعه از رشد و پويايي برخوردار نباشد و انعطاف و ظرفيت لازم را براي ايجاد تعامل با فرهنگ هاي ديگر نداشته باشد، اين فرهنگ در برابر فرهنگ هاي ديگر باشکست مواجه مي گردد و راه پيشرفت و تکامل را براي اعضاي جامعه مي بندد.
هر قدر که مردم يک سرزمين از ويژگي هاي جغرافيايي، تاريخي و فرهنگي خود آگاهي داشته باشند، به همان ميزان با قاطعيت بيشتري از موجوديت و هويت فرهنگي خود دفاع کرده مي توانند و در مسير حيات اجتماعي خود با مشکلات و تهديدهاي کمتري مواجه مي گردد. هويت فرهنگي سبب توانايي جامعه و نشانه زنده بودن و پويا ماندن اعضاي آن در مسير هولناک حيات اجتماعي مي گردد. فرهنگ، بقا و دوام ملت ها را تضمين مي کند و از زندگي آنها در برابر تهاجمات بيرحمانه فرهنگي، مداخلات سياسي و تجاوزهاي نظامي کشورهاي بيگانه محافظت مي کند.
بنابراين بررسي وضعيت هر جامعه با توجه به ويژگي هاي فرهنگي آن جامعه ممکن مي گردد. اگر يک جامعه پويا، با ثبات و داراي انديشه ها و نگرش هاي انساني بود؛ معلوم مي شود که آن جامعه از فرهنگ پيشرو و انعطاف پذير برخوردار مي باشد؛ اما اگر يک جامعه از نا امني، بي ثباتي و ايده ها و نگرش هاي خصومت پندارانه رنج ببرند، بيانگر اين است که آن جامعه داراي فرهنگ ضعيف بوده و اين فرهنگ نتوانسته ميان گذشته و حال اين مردم پيوند ايجاد کرده و با تکيه بر آن مسير زندگي آينده خود را تعيين کند.
افغانستان داراي گذشته درخشان تاريخي و فرهنگ ناب و اصيل اسلامي است که موجبات پيشرفت اين کشور را در عرصه هاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و علمي فراهم کرد و قدرت و اقتدار سياسي و علمي اين سرزمين را در سطح منطقه به اثبات رساند؛ اما متأسفانه ما از اين گذشته پر افتخار خود فاصله گرفتيم و فرهنگ پيشرو و پويايي که در همه  حالات مي توانست جامعه را از گردنه هاي خطرناک و تنگناهاي هولناک عبور دهد، به فراموشي سپرديم و يا آن را با اختلاط با عرف و عادات قبيلوي و برداشت هاي محدود نگر ديني از مسير تکامل و ترقي به انحراف کشانيديم. انحراف از مسيري که گذشته پر افتخار فرهنگي را براي ما رقم زده بود، ما را به سوي آينده تاريک سوق داده است.

موضوع : آخرین مطالب
برچسب :